سرافراز ميخواهد آنتن فروشي را تمام کند/نقش تلويزيون در عصر شبکه هاي اجتماعي تغيير کرده استخبرگزاري آريا-انتصاب مديران عامل شرکتهاي وابسته به سازمان صدا و سيما توسط دکتر محمد سرافراز در روزهاي اخير از نظر کارشناسان و اساتيد حوزه ي فرهنگ و رسانه بيانگر پايان تغييرات سازمان صدا و سيما در رده ي معاونين و مديران ستادي اين سازمان است.
بررسي الويت هاي کاري سازمان صدا وسيما در دوره ي مديريت جديد موضوع يک مناظره وايبري است که با حضور و مشارکت فعال دکتر عيسي کشاورز؛ مدير گروه فرهنگ و هنر دانشگاه جامع علمي کاربردي و مدرس دانشکده ي خبر، دکتر حسن نجفي سولاري؛ مدرس دانشگاه و نماينده ي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در شوراي عالي فضاي مجازي، محمد صادق افراسيابي، مديرگروه علمي تخصصي روابط عمومي دانشکده خبر، دکتر سپيده فهيمي فر، دکتراي علم اطلاعات و دانششناسي، خسرو شاه محمدي اهوازي؛ کارشناس ارشد فضاي مجازي، سيد جهانگير آقازاده؛ مدير رسانههاي آموزشي شبکه ملي فرهنگ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مريم ملک پور؛ فعال فرهنگي، رسانه اي و مجري برنامه هاي تلويزيوني، راحله حقيقي؛ کارشناس مديريت دانش، سجاد خسروانيان خبرنگار، کارشناس و تحلیلگر مسایل فرهنگ و رسانه، علي اصغر نوروززاده؛ فعال فرهنگي و رسانه اي، زهرا چخماقي ؛ کارشناس خبرنگاري و فعال فرهنگي و رسانه اي، هانيه ناظري؛ مدرس دانشکده خبر و سيما پاتيمار؛ کارشناس ارشد مديريت دانش انجام شد
آنچه در پي ميآيد مشروح اين مناظره وايبري است.
سجاد خسروانيان: الان که تغييرات سازمان صدا و سيما در رده معاونين به پايان رسيده و بر اساس آخرين اخبار در روزهاي گذشته مديران عامل شرکتهاي تکتا، سروش رسانه و ... تغيير کردند، به اعتقاد من سازمان صدا وسيما به عنوان بزرگترين رسانه جمهوري اسلامي ايران در گام اول بايد درجهت اعتماد سازي گام بردارد که اين اعتماد سازي نيز با توجه به کيفي سازي شکل ميگيرد. صدا و سيما در طول چند سال گذشته به لحاظ کمي توسعه خوبي داشته اما به لحاظ کيفي حرکت هاي خوبي نداشته است. اکثر فيلم هاي و محتواهاي ارايه شده پيوست فرهنگي ندارد و به همين دليل نتيجه معکوس از هدف مورد نظر در جامعه بر جاي مي گذارد. از سوي ديگر وجود نيروهاي غير رسانه اي در بدنه مديريتي و پرسنلي صدا و سيما مانع از دستيابي اين رسانه به اهداف حرفه اي خود مي شود، لذا به اعتقاد اينجانب صدا و سيما در اولين گام بايد در جهت چينش ساختار و استفاده از نيروهاي تخصصي در حوزه رسانه گام بردارد.
دکتر عيسي کشاورز: بحث در مورد رسانه در طراز جمهوري اسلامي و يا رسانه فردا همواره يک نقض جدي داد و آن اينکه صدا و سيما تنها مرد قبيله است و به عنوان ابر رسانه کشور که هيچ رقيبي و اضدادي ندارد همواره مشکل خيز و پر مناقشه است.
مريم ملک پور: اولين گام در جهت جلب مخاطب و برنامه سازي بهينه، مخاطب شناسي و نياز سنجي مخاطب است که در اين مرحله صدا و سيما ضمن آنکه گامهاي موثر برنداشته، در مواردي هم توقف داشته است.
خسروانيان: من هم با نظر سرکار خانم ملک پور موافقم اما مخاطب شناسي بايد توسط عالم آن انجام شود که متاسفانه يکي از آفت هاي صدا و سيما نبود نيروهاي تخصصي در حوزه رسانه هست و به همين دليل امر مخاطب شناسي به درستي انجام نمي شود و خروجي کار نيز تاثيري ندارد و تنها هدر رفتن بودجه بيت المال را به دنبال دارد.
کشاورز: دکتر سرافراز هنوز وارد مباحث محتوايي نشده است که از طريق برنامه بتوان رويکرد ايشان را تحليل کرد و در حال بررسي و چابک سازي ساختارهاي داخلي سازمان است پس تا حدودي تحليل ما با حدس و گمان همراه است. سازمان صدا و سيما يک سازمان بزرگ سنگين و زيان ده است، اين هر مديري را نگران مي کند پس بايد به چابک سازي و کوچک سازي بپردازد و گر نه بايد براي اداره سنگين و زيان ده به هر دري بزند تا بودجه عمومي سازمان را تامين کند. ازجمله آنتن فروشي بکند. پس کوچک زيباست. تا اينجا دکتر سرافراز درست جهت گيري کرده است.
ملک پور: انگيزه زدايي نيروهاي حرفه ايي و عقب نشيني آنان و حضور نيروهاي مبتني بر رابطه بجاي ضابطه و غير متخصص که فاقد 3 سواد رسانه اي، سواد تخصصي و سواد عمومي هستند بزرگترين ضربه را در طي سنوات اخير به بدنه سازمان وارد کرده که بايد در الويت کاري مديريت جديد قرار گيرد.
کشاورز: دوستان مفاهيم اعتماد سازي، مخاطب شناسي، نياز سنجي و ... نقد علمي نيست. فکر مي کنيد اين بديهيات را سازمان صدا و سيما و مديران قبلي آن نمي دانستند؟ ممکن است در اين فرآيندها اشتباهات و نواقصي وجود داشته باشد اما بحث از چگونگي و تکنيکهاي عملياتي کردن اين مفاهيم است. پس لطفا عملياتي تر بحث بفرماييد. لطفا به من بگوييد اگر جاي دکتر سرافراز بوديد چگونه مزيت رقابتي پايدار ايجاد مي کرديد؟
ملک پور: در مديريت مدرن شعار " کوچک زيباست " موضوع چابک سازي سازمانها به سمت رسيدن به اهداف عالي و پرشتاب مديريت اقضايي است. لذا بنظر مي رسد اين استراتژي در مديريت جديد در حال انجام است.
راحله حقيقي: حرکتهاي نخست مديريت سازمان صدا و سيما، از انتخاب آقاي پورمحمدي و به تبع آن مديران شبکه هاي ملي و ... قابل توجه و تقدير بود. اما اميدوارم استفاده از نيروهاي خبره و توانمند در ادامه سياستگداري ها مشهود باشد.
کشاورز: در محيط پرشتاب، پيچيده و ناشناخته و پررقابت رسانه اي تنها رمز ماندگاري پايدار، توليد مزيت رقابتي است.
سپيده فهيمي فر: مزيت رقابتي با ايجاد شبکه هاي خصوصي ايجاد مي شود، اين طور نيست؟
ملک پور: حذف نيروهاي ناکارآمد، ايجاد انگيزه در بين نيروهاي حرفه اي، کوچک کردن سازمان، جوان سازي نيروي انساني، بکارگيري خبرگان، پرهيز از وابستگي به جناح هاي سياسي و ...، استقلال رسانه اي و جامع نگري، ايجاد همبستگي ملي، وفاق ملي، صدور مجوز شبکه هاي خصوصي جهت ايجاد رقابت سالم در چارچوب رسالتهاي سازمان، بازنگري در چشم انداز و رسالتهاي سازمان و ... بخشي از راهکارهاي پيشنهادي بنده براي بهينه سازي وضعيت موجود صدا و سيماست.
خسروانيان: يکي از آفت هاي صدا و سيما شاغل بودن بخش عمده اي از نيروها در بخش هاي اداري و غير رسانه اي است که بخش اداري بر بخش رسانه اي غلبه کرده و مانع حرکت پرشتاب مي شود. البته با روي کار آمدن جناب آقاي سرافراز حرکتي براي اصلاح برخي مشکلات آغازشده و انتصابات نيز گوياي اين موضوع است. اما بايد بپذيريم که بخشي ازمشکلات صدا و سيما به مافياي توليد برميگردد که بايد اين مافيا نيز شکسته شود. به اعتقاد من در حال حاضر درکشور ما ظرفيت مجوز دادن براي تلويزيون خصوصي وجود ندارد چرا که لازمه بخش خصوصي در حوزه رسانه فعال بودن احزاب قدرتمند در کشور است اما در حال حاضر هيچ حزب شناسنامه دار قدرتمندي که بخش عمده اي از جامعه را در عضويت خود داشته باشد نداريم.
ملک پور: در چارچوب رسالت و منافع نظام، اگر تلويزيون هاي خصوصي در حال حاضر مجوز بگيرند بيشتر بلندگوي اشخاص مي شوند چون در کشور ما احزاب قوي و قدرتمند نداريم. موافقم با شما. ولي بايد جزو برنامه ها باشد.
کشاورز: من اگر جاي دکتر سرافراز بودم براي رسيدن به صدا و سيماي طراز جمهوري اسلامي مديريت بر مبناي ارزشهاي را به عنوان مزيت رقابتي سازمان انتخاب مي کردم. در گام اول شفاف سازي ماموريت ها، اهداف و ارزشها در گام بعدي نشاندن گام اول در دل و جان کارکنان و مخاطبين و گام سوم همسو سازي هم افزايي و انرژي ملي براي رسيدن به انها را مدل سازي مي کردم.
خسروانيان: کاملا با نظر شما موافقم .
علي اصغر نوروززاده: يک موضوع ديگري که من شاهد هستم اين است که صدا وسيما در استان ها به شدت ضعيف است ... شما از خبرهاي استاني که در شبکه سراسري پخش ميشود بايد شاهد اين موضوع بوده باشيد... براي مثال در شبکه استاني آذربايجان شرقي تنها تبريز پوشش داده ميشود و در تبريز هم فقط شهرداري ... چون پول هزينه مي کند ... ضعف به شدت ديده ميشود. بدهي هاي شديد مالي در مراکز، باعث شده به صورت بسيار خنده داري تبليغات افراد خاص صورت بگيرد.
ملک پور: بنده 2 سال پيش يک مقاله درخصوص آنتن فروشي نوشتم که فقط در حد اشارت در صفحه فيس بوک گذاشتم که با برخورد شديد عزيزان مواجه شدم... آنتن فروشي تصييع حقوق بخش عظيم مردم محروم جامعه است که متاسفانه با شعارکاستي بودجه، صداوسيما را عملا و علنا اسير و برده ي دستگاهها و ارگانها کرده است.
محمد صادق افراسيابي: به نظرم هنوز در مورد قضاوت در خصوص عملکرد جناب آقاي دکتر سرافراز زود است و بايد اجازه دهيم زمان بيشتري بگذرد. اما آن چيزي که مشهود است اين است که ايشان دردها را به خوبي شناسايي کرده اند. اگر يادتان باشد در زمان مديريت دکتر علي لاريجاني بر سازمان صدا و سيما موضوعي به نام آنتن فروشي وجود نداشت. برنامه ي در شهر شبکه ي تهران با هدف رفع معضلات شهر تهران توسط آقاي خدادي راه اندازي شد و توانست به سرعت جايگاه خود را نزد مردم پيدا کند، چون به دردهاي مردم توجه داشت. پشت پرده ي تمامي برنامه هاي طنز سازمان صدا و سيما در آن مقطع تلاش براي حل معضلات و مشکلات جامعه بود. مردم مي خنديدند اما به فکر حل مسائل و مشکلات اجتماعي مي افتادند. اين يعني طنز اجتماعي به معناي حرفه اي آن. خاطرم هست يکي از اعضاي اين گروه وايبري در آن مقطع مدير کل توليد و فني سازمان صدا و سيما بودند. جناب آقاي دکتر نجفي سولاري را عرض مي کنم. در آن زمان آقاي دکتر لاريجاني به ايشان ماموريت ويژه اي براي طراحي برنامه هاي طنز اجتماعي داده بود. من به طور اتفاقي در يکي از جلسات ايشان با يکي از تهيه کنندگان حضور داشتم. در آن جلسه آقاي نجفي سولاري به آن تهيه کننده گفت آقاي لاريجاني معتقد است در يکي دو بخش اول برنامه صرفا عملکرد لاريجاني و سازمان صدا و سيما نقد شود که وقتي فردا عملکرد ساير بخشهاي دولت نقد شد، کسي نتواند اعتراض کند. اين از نظر من يعني هوشمند و درايت يک مدير. اما بعدها شما ببينيد چه اتفاقي افتاد؟ محال بود که عملکرد سازمان صدا و سيما نقد شود. جاي برنامه هاي طنز اجتماعي را برنامه ي خندوانه پر کرد تا مردم بخندند و ندانند که چرا مي خندند؟ اين اتفاق خيلي بدي بود. اما صحبتهاي آقاي دکتر سرافراز نشان مي دهد که او ميخواهد آنتن فروشي را پايان دهد. او از بودجه ي مستقل سازمان صدا و سيما صحبت مي کند و اينکه قصد دارد به سمت چابک سازي حرکت کند. اينها اتفاقات خوبي است که بايد ديد در آينده چه خواهد شد؟ البته با صحبت يکي از دوستان هم که گفتند بايد تيم حاضر در صدا و سيما با مباني رسانه و کار تخصصي آشنا باشند موافقم.
سيما پاتيمار: نيروهاي غير متخصص چگونه ميتوانند حذف شوند؟ با توجه به اينكه برخي از اين نيروهاي غير متخصص رسمي هستند.
خسروانيان: بحث حذف نيروهاي غير متخصص بايد به صورت علمي بررسي شود که يا با آموزش حرفه اي و برگزاري دوره هاي تخصصي نيروهاي متخصص را پرورش داد، و يا با ترسيم يک چشم انداز علمي از ورود افراد غيرمتخصص به درون سازمان صدا و سيما جلوگيري کرد و افراد قديمي نيز به مرور زمان با دادن امتيازاتي بازنشسته شوند. در کل، تا کنون فاصله عميقي بين حوزه دانشگاهي و صدا و سيما با عنوان رسانه ملي وجود داشته و دارد و اين سازمان از توانايي و علم اساتيد حوزه ارتباطات به خوبي استفاده نکرده و به همين دليل در برخي حوزه ها غير علمي حرکت ميکند، صدا و سيما بايد اتاق فکري براي حضور اساتيد ارتباطات و دانشجويان اين رشته ايجاد کند.
خسرو شاه محمدي اهوازي: برخي مديران سازمان صدا و سيما مخاطب شناس نبودند. اساسا گاهي معلوم نبود که برنامه ها را براي چه کسي مي سازند؟ مديران فارسي وان و جي ام تي وي بهتر روانشناسي اجتماعي کردند، فکرمي کنم الان کره اي ها هم مي دانند مردم ما چه مي خواهند. دوران سانسور ديگرتمام شده است بايد با زبان و چشم مردم براي مردم توليد محتوا کرد. البته خطوط قرمز نظام هم نبايد ناديده گرفته شود. حرفه اي گرايي ميتواند هم خطوط قرمز را رعايت کند و هم سانسور نداشته باشد. اعتماد سازي مقوله اي است که اگر به آن توجه نشود صدا و سيما را طي چند سال آينده با بحران مخاطب مواجه ميکند. مخاطب شناسي بايد اصل و ملاک اصلي سازمان صدا و سيما باشد. تنها راه حل اين معضل پيش رو نيز دعوت از اساتيد حوزه ارتباطات و تشکيل اتاق فکرمشترک است .
زهرا چخماقي: درست است که برخي عملکرد گذشته را نقد مي کنند، اما نبايد از اتفاقات خوبي که در گذشته افتاد غافل شويم. تاسيس باشگاه خبرنگاران جوان و پرورش آن از رويدادهاي خوب زمان مديريت مهندس ضرغامي بود. جدا از شكل اجراي جديد گفتگوي ويژه خبري كه به خواست و تصميم مديران معاونت سياسي به شكل فعلي و با حساسيت كمتر موضوعي اجرا ميشود و آنهم نه هميشه، مجموعه افراد موفقي در باشگاه خبرنگاران فعال هستند كه در بخش هاي خبري مختلف به تهيه گزارش و خبر مشغول هستند. از ٢٠:٣٠ و بسته هاي خبري مهمي همچون وبگردي، ذره بين، حاشيه هاي پزشكي گرفته تا بخش مجزا و اختصاصي مجله ي خبري شبكه يك كه هر شب چيزي حدود ٦ گزارش خبري و توليدي را به روي آنتن ميفرستد تا حضور بهترين هاي باشگاه در تحريريه بخش هاي مختلف خبري از خبر بيست و يك گرفته تا ٢٢ تا گويندگان بخش هاي مختلف خبري. اين ها همه جزئي از فعاليت هاي اين مجموعه ي خبري است و اين موارد جدا از فعاليت تعداد زيادي نيرو در بخش مكتوب و سايت باشگاه خبرنگاران است. به جرات عرض ميكنم به عنوان كسي كه ده سال است در اين مجموعه فعاليت دارم، معاونت سياسي و پخش اخبار به وجود و حضور نيروهاي جوان و فعال و بي ادعايي همچون خبرنگاران باشگاه نيازمند است.
افراسيابي: من هم با نظر خانم چخماقي موافقم. مهمترين مساله در مديريت سازمان صدا و سيما در دوران جديد، درک اتفاقات جديد است. صدا و سيمايي که رقباي فراوان دارد و در عين حال همچنان از آن انتظار ميرود که در چارچوب ارزشها حرکت کند و به بهانه هدف، وسيله را توجيه نکند. يکي از بخشهايي که در گذشته قابل رقابت با رسانه هاي دنيا بود و به مزيت صدا و سيما در برابر شبکه هاي ماهواره اي تبديل شد، راه اندازي باشگاه خبرنگاران جوان و بخش بيست و سي و... بود. صدا و سيما با راه اندازي باشگاه خبرنگاران جوان توانست در يک مقطع زماني خاص بر معضل جذاب نبودن اخبار و تک وجهي بودن پيام ها غلبه کند. به اعتقاد هاولند، پيامها به دو دسته ي چند وجهي و تک وجهي تقسيم ميشوند که تاثير پيام چند وجهي بر مخاطب عادي بيشتر است. پيام تک وجهي مستقيم سراغ گرايش مرتبط با توليد کننده ي پيام ميرود، اما پيام چند وجهي در عين انتقال معناي مد نظر فرستنده ي پيام، طوري عمل مي کند که معناي مد نظر فرستنده پيام مستقيم و صريح نباشد و مخاطب خود با تفکر در مورد پيام فرستنده به مقصود فرستنده برسد. باشگاه خبرنگاران جوان ايجاد يک سازمان بود تا به طور ارگانيک پيام چند وجهي توليد کند چون در اين باشگاه شما شاهد همه جور نگاه فرهنگي و سياسي هستيد و گزينشهاي خاص اعمال نميشود . قبل از مديريت آقاي سرافراز دو بخش در سازمان اين رويکرد را دنبال ميکردند. يکي معاونت برون مرزي و ديگري معاونت سياسي خصوصا بخشهاي جديد خبري که عمدتا با استفاده از ظرفيت خبرنگاران باشگاه خبرنگاران جوان ايجاد شده بود. اما الان شاهد چالش جديدي هستيم. گسترش رسانه هاي اجتماعي، چالش جديدي است که ميتواند اثر گذاري رسانه ي ملي را کاهش دهد. اين چالش بر عکس چالش قبل در حوزه ي تکنيکهاي محتوايي نيست. بلکه چالشي تکنولوژيک است. اما همين چالش با نگاه غير تکنيکال و جامعه شناسانه قابل بهره برداري است. تنها راه عبور صدا و سيما از اين چالش ايجاد رسانه هاي مکمل تعاملي، تکيه بر ظرفيت شبکه هاي اجتماعي بومي و يا خارجي هم سو با ذائقه ي مخاطب ايراني، حضور پر رنگ عوامل سريالها وبرنامه ها در شبکه هاي اجتماعي و تدوين دستور العملي براي توليد برنامه هاي چند ثانيه اي جذاب از برنامه هاي اصلي با هدف باز پخش در شبکه هاي اجتماعي و به اشتراک گذاري است.
ملک پور: من معتقدم در آينده به هر نفر يک رسانه خواهد رسيد. به واسطه گسترش روزافزون و پيچيده فضاي مجازي.
افراسيابي: اتفاقات دارد مي افتد. اما هيچ رسانه اي حذف نميشود. هنر آن است که رسانه ي خود را با شرايط جديد تطبيق دهيم.
ملک پور: اگر بتوانيم افتخار است ... که البته من معتقدم دکتر سرافراز مي تواند چون مي داند.
سيد جهانگير آقازاده: يک بحثي که مغفول ماند اين است که صدا و سيما در اين سالها يك تناقض بزرگ در توليد داشت. سختگيرانه ترين گزينش و آمورش را در خصوص تهيه كنندگان و ساير نيروهاي توليد به كار مي گرفت اما تقريبا همه برنامه هاي موثرش را برون سپاري مي كرد و نيروهاي رسمي عملا ممنوع الكار بودند. ايراد اساسي دگر فساد مالي گسترده در توليد و رانت هاي خريد و فروش طرح هاي مصوب بود. انشالله بطور ضربتي با اين پديده مبارزه شود. مساله ي ديگر آنکه نيروهاي غير حرفه اي خارج سازمان شاكله اصلي توليد برنامه را تشكيل مي دادند. علاوه بر اين توجه بيش از حد به اسپانسر به عنوان شرط تصويب طرح به حراج بهترين وقت هاي پخش و بي محتوا شدن برنامه ها منجر شده است. عملا اسپانسرها با تبليغات مستقيم بازيگران اصلي سيما بودند. فني سازمان عليرغم هزينه هاي بسيار عملا نتوانست همراه فناوري روز توليد و پخش حركت كند بطوري كه تنها دو استوديوي مجازي با بوق و كرنا افتتاح شد اما به جز يكي دو بار كار نمايشي استفاده اي از آنها به عمل نيامد و نيروي متخصص اپراتوري هم نداشتند.
کشاورز: من از پرداختن دوستان به مسايل جزيي که راهي براي آينده باز نمي کند و عموما بخش جزيي و هميشگي سازمانهاست، چندان مفيد نمي دانم. سازمان صدا و سيما يک سازمان استراتژيک پيشرفت و عدالت در دهه چهارم انقلاب است. بايد راهبردي مناظره کرد فلان برنامه، فلان مدير و يا فلان استان و ... در گفتگو ها راهبردي نيست. براي ورود به جهان آينده، سازمان صدا و سيما بايد نالج ورکرهاي رسانه اي توليد کند. نالج ورکرها (دانشگران) يکي از مزيت هاي رقابتي سازمانها هستند. نالج ورکرها، نيروهاي دانشي)تخصصي وفني)، بينشي (اهل تدبير و تدبر در امور) و بابصيرت هستند که ناشناخته هاي محيط و نياز هاي احصا نشده محيط را مي فهمند و مي دانند در کدام جغرافياي فرهنگي و اجتماعي زندگي مي کنند. من اگر رييس جمهور بودم بخشي از يارانه ها را بر اين نظام دانايي به سازمانهاي تعليم و تربيت و از جمله صدا و سيما مي دادم. دوستان مردم ما اولين نسل ايراني هستند که با اينترنت و جهان مجازي و فناوري روبرو شدند. در اين جهان ناشناخته و پر رقابت بايد به دانايي و اموزش مردم يارانه داد. بايد براي سواد رسانه اي به مردم آموزش داد. من مي گويم بايد بخشي از يارانه ها به نظام دانايي در کشور اختصاص يابد.
افراسيابي: درست است آقاي کشاورز. موافقم. اين نگاه شما نياز به تبيين دارد.
آقازاده : تا جايي كه خبر دارم مانيفست برنامه سازي در سازمان تدوين نشده و الزامات و اولويت ها و محدوديت ها موردي ابلاغ و پس از چندي فراموش مي شود. پشتوانه پژوهشي در برنامه ها يا بسيار محدود و ضعيف است و يا وجود ندارد. عدم توجه به مالكيت معنوي آثار در تكست ها و پلاتو ها از ديگر ضعف ها است.
ملک پور: جناب دکتر کشاورز، سياستگداريهاي کلان در نمونه هاي عيني بروز و ظهور پيدا مي کنند. پس توجه به مصداقهاي عيني براي فهم موضوعي و اثبات ادعا امري ضروري است.
کشاورز: سه روش براي اين کار پيشنهاد مي کنم. آموزش ، اطلاع رساني و مشارکت جويي بايد به رسالت فراگير ملي تبديل شود وگرنه در عصر دانايي تمام مزيت رقابتي کشور در کسب و کار، بانک داري، سرمايه گذاري، توليد، مصرف و ... در حال نابودي است. بايد مزيتهاي رقابتي جديد خلق شود. صدا و سيما تنها مرد قبيله است. هرچه دوستان مي فرمايند قبول، تمام آسيب ها قبول. تمام حرفهاي دوستان آسيب شناسي وضع موجود است. من مي گويم خانم ملکپور اگر اين اسيبها نبود و حتي اگر اشکالات مطرح شده شما و دوستان هم نبود و ما کاملا در وضع مطلوب هم بوديم، باز توانايي رقابت در عصر دانايي با رسانه جهاني را نداريم. باز يک جاي کار مي لنگد. من مي گويم سبک مديريت صدا و سيما بايد متحول شود.
آقازاده: موافقم. راديو و تلويزيون رسانه هاي يكسويه اند و عملا در عصر شبكه هاي اجتماعي نقششان تغيير كرده، شايد توجه به راديو تلويزيونهاي خصوصي و ايجاد موقعيتي كه در چارچوب قانون فعلي بتواند كانالهاي مستقل با سرمايه گذاري بخش خصوصي راه انداخت، هم هزينه هاي سنگين صدا و سيما را كاهش دهد و هم رقابت و تنوع را افزايش دهد.
کشاورز: خروج از يکسويگي راديو و تلويزيون، يعني توليد ناخالص رضايت. در اين مقوله که من شهروند مسلمان ايراني تا چه اندازه از ايراني بودن، مسلمان بودن و شهروند بودنم رضايت دارم، چقدر احساس خوشبختي دارم، سازمان صدا و سيما مهمترين سازمان در سنجش و ارزيابي و توسعه احساس خوشبختي و رضايت در جامعه است. هر چه اين شاخص قوي تر باشد موفق تر و هر چه اين شاخص پايين تر باشد ناموفق ترهستيم .صدا و سيما جزء سازمانهاي بدون مرز هم هست، پس در نگرش جهانيان به جمهوري اسلامي هم مهم است. يعني دستگاه مهم ديپلماسي فرهنگي. اين هم از ديگر پيچيدگي هاي اين سازمان بزرگ و مهم است. بازار يابي اجتماعي و بازاريابي فرهنگي صدا و سيما هم مساله مهمي است. تبليغات تلويزيون در سبک زندگي اسلامي ايراني و در عين حال سرمايه گذاري و رونق اقتصادي از ديگر موضوعات پيچيده ديگر پيشرو مديريت جديد است، دوستان عرض کردم صدا و سيما ابرسازمان ايراني است و براي ورود به جهان اينده به نالج ورکرهاي ورزيده در تمام حوزه ها نياز دارد.
آقازاده: در مقوله اي که ميفرماييد آينده پژوهي رسانه بايد در سازمان بيشتر مد نظر قرار گيرد.
کشاورز: درود بر شما اما نه فقط اينده پژوهشي. نالج ورکر ها علاوه بر توليد و کار برد فناوري در اينده به پيش بيني اينده فناوري هاي ارتباطي و رسانه اي و به چگونگي همزيستي انسان و فناوري هاي رسانه اي در اينده مي انديشند.
مديريت بر مبناي ارزشها، تربيت نالج ورکرهاي حرفه اي، خلاقيت و نواوري، بصيرت افريني، هاضمه قوي در پديرش نقدها، هم افزايي و احترام به همه سلايق و ذائقه ها، مزيت رقابتي صدا و سيما را در افرينش هويت اسلامي ايراني خلق مي کند .... سر افراز باشيد.
هانيه ناظري: بحث خيلي خوبي بود. من هر چند نتوانستم در بحث شرکت کنم اما واقعا استفاده کردم و جمع بندي دکتر کشاورز را قبول دارم.